Menu

مروری بر حوزۀ دریایی کابل

هدف از تدوین این سند تحقیقی، آشنا نمودن خواننده با عناصر کلیدی مرتبط با آب های فرامرزی در حوزه دریایی کابل و تأثیرات آنها بر پروسه های پالیسی سازی است. این سند تحقیقی دانش و دیدگاه های متفاوت بسیاری از کارشناسانِ فعّال در عرصۀ آب های فرامرزی را به تحلیل گرفته است. در همین راستا، این نوشتار سعی دارد تا نکات اصلیِ همگراییِ نظریات را به شکل پیشنهادات ارائه دهد و عرصه هایی را که در آن به کار بیشتری برای ایجاد یک دورنمای مشترک نیاز است، برجسته کند.

از آنجایی که فشارهای ناشی از افزایش تقاضا برای آب و تغییر اقلیم برمناطق پایین-آب تأثیرگذار هستند، کشورهای همسایه بیش از پیش به نحوۀ اثرگذاری انکشافات زیربنایی و مدیریتی آبهای فرامرزی در افغانستان، بر مناطق پایین-آب، علاقمند شده اند. به همین منوال، حکومت افغانستان طیّ چند سال گذشته آگاهی خود را از اهمّیّت رسیدگی و بحث پیرامون مسائل مربوط به دریاهای فرامرزی با همسایگانِ پایین-آب ارتقا داده است تا از استفاده از منابع گرانبهای آب در منطقه به مؤثرترین نحو ممکن اطمینان حاصل شود. این سند تحقیقی، با مرور  وضعیّت و طرح برخی از راه حل ها در جهت ترویج همکاری و مدیریّت آب در حوزۀ دریایی کابل، قدمی است در راستای تقویت گفتمان آبهای فرامرزی افغانستان.

این نوشتار با مروری کلّی و اجمالی بر دریاهای فرامرزی افغانستان، اهمّیّت آنها و نیاز مبرم برای انکشاف منابع آب فرامرزی افغانستان بحث را آغاز می کند. علاوه بر این، این سند،  دستاوردهای حکومت افغانستان از سال ۲۰۰۱ را در رابطه با مدیریّت منابع آب برجسته می کند و همچنان نگاهی به ساختار موجود حقوقی و سازمانیِ سکتور آب در افغانستان یعنی قانون آب افغانستان (سال ۱۳۸۸) و اشارات آن به آب های فرامرزی، شورای عالی اراضی و آب و دیگر نهادهای کلیدیِ مسئولِ محافظت و مدیریّت منابع آب در کشور دارد.

قسمت عمدۀ این نوشتار به بحث پیرامون حوزۀ دریایی کابل و چالش ها، فرصت ها و نیازهای سازمانیِ موجود در این حوزه می پردازد. حوزۀ دریایی کابل که ۷۶۹۰۸ کیلومتر مربّع یا ۱۲ درصد از مساحت افغانستان را احتوا می کند، شامل حدود ۲۵ درصد از منابع آب سطحی کشور می شود و پرنفوس ترین حوزۀ دریایی افغانستان می باشد، زیرا تقریباً ۱۱.۶ میلیون نفر (۳۷ درصد از نفوس کشور) را در خود جا داده است.

در مجموع، افغانستان از ۲۵ درصد از منابع آب سطحی و کم تر از ۳۰ درصد از منابع آب زیرزمینیِ موجود در حوزۀ دریایی کابل استفاده می کند. افغانستان فعلا ظرفیّت بسیار محدودی در رابطه با ذخیره سازی آب – میزان سرانۀ ۱۰۰-۱۱۰ متر مکعب آب در سال (یکی از پایین ترین سطوح در جهان) – تولید برق آبی و گسترش اراضیِ آبیاری شده و شبکه های آبیاری دارد. با این وجود، مثلا پاکستان در حال بهره برداری مفرط از منابع آب در آن سوی خط دیورند است. نسبت برداشت منابع آب سطحی پاکستان از مجموع آب موجود سطحی در آن کشور، ۷۷ درصد است. همین امر در رابطه با منابع آب زیرزمینی نیز صدق می کند که در آن میزان استخراج آب های زیرزمینی در پاکستان از حدّ اوسط چارج شدن دوباره ذخایر زیرزمینی این کشور، تجاوز می کند.

این نوشتار چالش های اولیّۀ فراراه کشورِ در حال انکشافی مثل افغانستان در مسیر رسیدگی به آب های فرامرزی را توضیح می دهد. این چالش ها از امور سیاسی شروع می شود و به مسائل تخنیکی ادامه می یابد. در حوزۀ دریایی کابل، مطالعۀ ما دو نوع چالش را آشکار کرده است: (اوّل) چالش های داخلی (در سطح ملّی) و (دوّم) چالش های خارجی (بین المللی یا فرامرزی).

مشکلات داخلی شامل عدم موجودیّت کدر متخصّص (سرمایۀ بشری)، ظرفیّت سازمانی ناکافی، عدم اعتبار معلومات، چالش های امنیّتی، عدم آگاهی عامه از قوانین بین المللی آب یا امور مربوط به آب های فرامرزی، محدودیت های بودیجوی، معضل کیفیّت آبهای سطحی و زیر زمینی، مخصوصاً در شهر کابل، دخیل بودن شمار زیادی از دست اندرکاران و بازیگرانِ رقیب با هم در عرصۀ آب های فرامرزی و فقدان حکومتداری خوب در سکتور آب مخصوصاً در رابطه با آب های فرامرزی می شوند. مسائل فرامرزی دربرگیرندۀ چالش های بیرونی از قبیل بی اعتمادی و عدم همکاری میان افغانستان و پاکستان، رشد نفوس و افزایش شهرنشینی و صنعتی شدن در دو سو، تغییرات اقلیمی و حاکم بودن ذهنیّت «یا همه یا هیچ»[1] در منطقه که در آن برندگان و بازندگان، مطلق پنداشته می شوند، هستند.

در عین زمان، فرصت های نیز برای افغانستان و پاکستان برای همکاری در زمینۀ حوزۀ دریایی کابل در آینده وجود دارد. این فرصت ها عبارتند از:

  • تعهد و ارادۀ سیاسی موجود برای کار مشترک بر سر آب های فرامرزی از جانب حکومت افغانستان؛
  • موجودیّت و توجّۀ جامعۀ بین المللی و تمویل کنندگان در افغانستان طیّ ۱۵ سال گذشته؛
  • فعّالیّت های غیررسمیِ رو به رشد نظیر انجام مطالعات و تحقیقات مشترک؛
  • و نکتۀ مهمّ دانستن این که تأثیرات انکشاف زیرساخت های آب در افغانستان (در قسمت علیای دریای کابل) بر پاکستان محدود خواهد بود.

بر علاوه، این مطالعه آشکار ساخته است که پروژۀ مشترک تولید برق آبی که شامل اعمار بندهای زنجیره ای بر فراز دریای کنر[2] میشود، یک فرصت خوبی بشمار میرود زیرا برق تولیدی این پروژه، نیازهای هر دو کشور را تأمین خواهد کرد. با در نظر داشت تنش سیاسی کنونی میان افغانستان و پاکستان، همکاری در زمینۀ آب می تواند فرصتی در راستای افزایش ثبات منطقه ای نیز باشد. همچنان همکاری در مورد آب می تواند منافع اساسی ای را در دیگر عرصه ها نیز در مناسبات میان دو کشور در پی داشته باشد.

سرانجام، این نوشتار جمع بندی و پیشنهاداتی را در مورد آب های فرامرزی در کشور به طور عام وآب های فرامرزی حوزۀ دریایی کابل به صورت خاصّ ارائه می دهد.

[1] zero-sum mindset

[2]  Kunar Cascade project

دانلود سند

نوشته های مرتبط